آونگ پرس_ دوباره میشنویم که خبرنگار باید صادق باشد، امانتدار باشد، مسئولانه رفتار کند، دانش خود را بهروز نگه دارد و خودش را با فناوریهای جدید، از هوش مصنوعی گرفته تا ابزارهای نوین تولید محتوا، مجهز کند.
همه اینها درست است.
اما یک سؤال ساده کمتر پرسیده میشود: خبرنگاری که قرار است حقوق دیگران را مطالبه کند، خودش چقدر از حق مطالبهگری برخوردار است؟
امسال وارد بیستویکمین سال فعالیت حرفهایام در خبرنگاری میشوم و در این دو دهه، کمتر دیدهام خبرنگاری که هر روز از حقوق مردم، مشکلات کارگران، معلمان، بیماران، بازنشستگان، خانوادههای آسیبدیده و شهروندان مطالبه میکند، به همان اندازه برای حقوق صنفی خودش مطالبهگر باشد.
شاید بخشی از این سکوت، به ماهیت همین حرفه برگردد؛ خبرنگار عادت کرده سؤال بپرسد، نه اینکه کسی از او سؤال بپرسد. عادت کرده صدای دیگران باشد، نه اینکه کسی صدای خودش را بشنود.
اما واقعیت این است که بخش بزرگی از جامعه خبرنگاری، حتی از ابتداییترین حمایتهای صنفی و رفاهی نیز برخوردار نیست.
نه بسیاری از خبرنگاران پشتوانه مالی قابل اتکایی دارند، نه امنیت شغلی روشنی، نه سازوکار مؤثر و پایداری برای حمایت صنفی. بسیاری حتی از امکاناتی که در دیگر مشاغل برای اعضای یک صنف پیشبینی شده، سهم چندانی ندارند؛ از تعاونی مسکن و خدمات رفاهی گرفته تا حمایتهای شغلی و اجتماعی.
و اینجا خبرنگار در موقعیت عجیبی قرار گرفته است؛ نه کاملاً دولتی است که از حمایتهای یک دستگاه دولتی برخوردار باشد، نه در بسیاری از موارد آنقدر مستقل و برخوردار از پشتوانه اقتصادی است که بتواند بدون نگرانی از محدودیتهای مالی و ساختاری فعالیت کند.
در چنین شرایطی، از خبرنگار انتظار داریم آزاد، مسئول، دقیق، حرفهای و مطالبهگر باشد؛ اما کمتر درباره این پرسش صحبت میکنیم که چه ساختاری قرار است از خودِ خبرنگار حمایت کند؟
این مسئله وقتی جدیتر میشود که پای خبرنگارانی به میان میآید که سالهاست در سکوت با مشکلات جدی زندگی میکنند.
در همین جامعه رسانهای، خبرنگاری هست که سالهاست با بیماری ALS، یک بیماری عصبی پیشرونده و ناتوانکننده، زندگی میکند؛ سالهایی که بیماری بهتدریج بخشهایی از تواناییهای جسمی او را از او گرفته و زندگی را برای خودش و خانوادهاش دشوارتر کرده است.
اما شاید تلختر از خود بیماری، این باشد که یک خبرنگار میتواند سالها درگیر چنین شرایطی باشد و جامعه رسانهای و متولیان این حوزه، آنطور که باید او را نبینند.
او زمانی روایتگر مشکلات دیگران بود؛ مثل بسیاری از خبرنگارانی که هر روز سراغ آدمهایی میروند که صدایشان شنیده نمیشود. اما وقتی خودش گرفتار شد، ظاهراً دیگر دوربینها و میکروفنها چندان به سمت او برنگشتند.
این فقط داستان یک خبرنگار بیمار نیست؛ میتواند تصویری از یک مسئله بزرگتر در جامعه رسانهای ما باشد.
ما خبرنگاران را در روز خبرنگار به یاد میآوریم، از آنها میخواهیم مسئولانه بنویسند، حقیقت را دنبال کنند، صدای مردم باشند و در سختترین شرایط کار کنند؛ اما آیا نهادی هست که وقتی خبرنگار دیگر توان کار کردن ندارد، وقتی بیمار میشود، وقتی شغلش را از دست میدهد یا وقتی خانوادهاش با بحران مواجه میشود، به همان اندازه مسئولانه کنارش بایستد؟
در سالی که کشور شرایط جنگی را تجربه کرد، بار دیگر این خبرنگاران بودند که با وجود محدودیتهای ارتباطی، مشکلات اینترنت، کمبود امکانات و فشارهای متعدد تلاش کردند جریان اطلاعرسانی متوقف نشود. آنها تلاش کردند خبر داخلی مرجعیت خود را از دست ندهد و رسانه در برابر سیل روایتها و اطلاعات، میدان را خالی نکند.
اما خبرنگار هم انسان است.
نمیتوان از او انتظار داشت در بحرانها بایستد، در سختیها کار کند، برای دیگران مطالبهگری کند و در عین حال، وقتی خودش گرفتار بحران میشود، از هیچکس انتظار حمایت نداشته باشد.
مشکل فقط نبود امکانات رفاهی نیست. مسئله عمیقتر است؛ جامعه رسانهای ما هنوز سازوکار قدرتمندی برای حمایت از خبرنگار بهعنوان یک نیروی حرفهای و اجتماعی ندارد.
طبیعی است که در این میان، نگاهها به نهادهایی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، خانههای مطبوعات و تشکلهای صنفی برگردد. اما واقعیت این است که عملکرد این نهادها باید با یک معیار ساده سنجیده شود: خبرنگار در زمان نیاز، چقدر میتواند روی آنها حساب کند؟
اگر پاسخ روشنی برای این سؤال نداریم، شاید بد نباشد در روز خبرنگار به جای تکرار فهرست بلندبالای وظایف اخلاقی و حرفهای خبرنگاران، یک بار هم درباره حقوق خود آنها حرف بزنیم.
خبرنگار قرار نیست فقط ابزار اطلاعرسانی باشد.
او نیروی انسانی یک حرفه است؛ با زندگی، بیماری، خانواده، آینده و نیازهای واقعی.
و شاید روز خبرنگار، بیش از آنکه فقط روز تبریک گفتن به خبرنگاران باشد، فرصتی باشد برای پرسیدن یک سؤال جدی:
اگر خبرنگاری که سالها صدای دیگران بوده، روزی خودش به کمک نیاز داشته باشد، چه کسی صدای او خواهد بود؟
روز خبرنگار بر همه کسانی که با وجود همه دشواریها هنوز روایتگر زندگی مردماند، مبارک.
سیده مریم ترابی، خبرنگار و فعال رسانه
دیدگاهتان را بنویسید