شب، آرام نیست. در خانهی من، هیاهوی ناگهانی بمبافکنها و جنگندهها، صدای نالهی بیقرار فرزندم را برمیانگیزد. در میانهی این اضطراب مادری، ناخودآگاه به شبکههای خبری گوشی تلفن همراهم خیره میشوم؛ به آنجا که مرز میان زندگی و مرگ، به باریکی یک کادر دوربین است. به آنجا که خبرنگاری، دیگر نه یک شغل، که یک فداکاری مداوم است. کنجکاو دانستنم، دلم شور هموطنانم را میزند.