چراغ گردسوز قدیمی یادگاری عزیزجان را برداشتم و با دستمالی نمدار مشغول تمیز کردنش شدم. راستی که چقدر فاصله سر زدنم به این چراغ کم شده است، خیر سرم مثلا بزرگتر شدهام اما انگار هر چقدر بیشتر زمان می گذرد کمتر می توانم با دنیای واقعی اطرافم کنار بیایم. ماجرای این چراغ این است که […]